گزارش جلسه عمومی پنج شنبه نمایندگی دهخدا
جمعه 28 تیر 1398 ساعت 06:25 ب.ظ | نوشته ‌شده به دست مسافر علی | ( نظرات )



جلسه پنجمازدورهششم سری کارگاه‌های آموزشی عمومی کنگره 60 نمایندگی دهخدا در روز پنجشنبه، مورخ  98/04/27با دستور جلسه  "وادی یازدهم و تأثیر آن روی من " با استادی راهنمای محترم مسافر کوروش ، نگهبانی مسافرحمید و دبیری  مسافرمحمد رأس ساعت 17آغاز به کار نمود و در ادامه جشن تولد هفت سال رهایی آقای موسی علیپور ،ایجنت محترم شعبه دهخدا، با شور و شوق فراوان برگزار گردید.
ادامه مطلب


سلام دوستان کوروش هستم یک مسافر

دستور جلسه این هفته در مورد وادی یازدهم است. در سر تیتر این وادی داریم: رودهای خروشان و چشمه‌های جوشان همه به بحر و اقیانوس می‌رسند. کسی که وارد کنگره می‌شود اگر درحرکت باشد، پیشرو باشد، بتواند در مسیر قرار بگیرد حتماً به نتیجه‌های خوبی می‌رسد؛ ولی اگر کسی راکد باشد و منتظر باشد که دیگران برایش کاری انجام دهند نه‌تنها به‌جایی نخواهد رسید بلکه سر از باتلاق و مرداب درخواهد آورد. در ابتدای امر وقتی وارد کنگره می‌شویم برداشت زیادی از وادی‌ها نخواهیم داشت اما بعد از مدتی و در ادامه درمی‌یابیم که مصداق بارز این وادی‌ها را می‌توانیم در انسان‌هایی که تلاش و حرکت کردند ببینیم. انسان‌هایی که کسب انرژی کردند برای خودشان و دیگران و به جایگاه‌هایی رسیدند.

من خودم شخصاً کنگره را با هیچ جای دنیا عوض نمی‌کنم. به‌طور مثال اگر به من بگویند که کنگره نیا و در عوض ما تو را به بهترین مکان‌های دنیا منتقل می‌کنیم و بهترین امکانات رفاهی را در زندگی در اختیارت می‌گذاریم قبول نمی‌کنم. شاید به کنگره عادت کرده‌ام ولی به‌هرحال عادت کردن به خدمت کردن به خود و دیگران هم عادت بدی نیست.

اما در مورد قسمت دوم دستور جلسه که تولد ایجنت نمایندگی دهخدا، آقا موسی است باید بگویم ایشان یکی از اشخاصی هستند که در کنگره وادی یازدهم را خوب کاربردی کردند. امروز تولد هفت سال رهایی از مواد ایشان است. شاید بیرون از کنگره هفت سال زمان زیادی نباشد ولی واقعاً هفت سال درمان شدن و کنار گذاشتن مواد در زندگی زمان کمی نیست.

یکی از ویژگی‌های مثبت و حسن‌های آقا موسی، حرف گوش کردن و فرمان‌بردار بودن ایشان است. همین حرف گوش کردن یکی از حسن‌هایی است که هم به خود آدم خیلی لذت می‌دهد و هم به دیگران و در کنگره خیلی لازم است و تمام خدمتگزاران کنگره وقتی کاری را می‌پذیرند بدون فکر کردن تمام تلاش خود را می‌کنند که به بهترین شکل ممکن انجام بدهند. چون در کنگره فکر و برنامه‌ریزی برای کس دیگری است و من به‌عنوان خدمتگزار فقط و فقط باید با میل و رغبت این کار را انجام دهم. پس اگر داریم یک اطاعت به قول خودمان کورکورانه انجام می‌دهیم کار سختی نیست.

آقا موسی هم مصداق بارز آن چیزی است که گفتم. اولین بار که امتحان داد کمک راهنمایی قبول شد و بعدازآن، جایگاه مرزبانی را تجربه کرد و بعد از شعبه نمایندگی قزوین به شعبه دهخدا آمد و من یادم است که به‌اتفاق سایر بچه‌ها این شعبه را که در وضعیت خوبی نبود به این شکل خوب درست کردند و خیلی زحمت کشیدند. جایگاه‌ها در کنگره برای آموزش است و زیاد فرقی نمی‌کند که کجا خدمت می‌کنی. حتی اگر نگهبان نظم باشی و یک تازه‌وارد را در آغوش بگیری و باروی خوش بپذیری و انرژی خودت را به او منتقل کنی به‌نوبه خودش کار بزرگی است. یکی از ارکان کنگره همین محبت است. آقا موسی هم ازجمله کسانی است که این محبت در وجودش نهادینه‌شده و وقتی در کنارش قرار می‌گیرید متوجه این حس مثبت می‌شوید. ایشان یکی از آن انسان‌هایی است که وقتی در کنارش قرار می‌گیرید مشکلاتتان را فراموش می‌کنید.

یکی از خصلت‌های آقا موسی این است که به‌هیچ‌وجه در کار کنگره باکسی تعارف ندارد و یک‌ذره هم کوتاه نمی‌آید. من خودم بعضی‌اوقات از آقا موسی می‌خواهم که بعضی‌اوقات زیاد سخت‌گیری نکنند.

من این روز رو به ایشان و هم‌سفرشان تبریک میگویم. کمتر کسی پیدا می‌شود که هم‌سفرش پابه‌پایش در طول سفر حرکت کند و خدمت بکند و اگر هم‌سفرها نبودند اصلاً هیچ‌کدام از این مسافرها نمی‌توانستند به رهای برسند. من از هم‌سفرها می‌خواهم که برای خودشان و رسیدن به حال بهتر به کنگره بیایند. اگر فقط برای مسافر بیایید کار را هم برای خودتان و هم برای مسافر سخت خواهید کرد. هم‌سفر آقا موسی از آن دسته از هم‌سفرانی هستند که برای خودشان به کنگره آمده‌اند و این باعث می‌شود که سود و انرژی بیشتری را از آن خود کنند.

به فرزند آقا موسی، آقا سینای عزیز تبریک میگویم.

اعلام سفر مسافر:

سلام دوستان موسی هستم یک مسافر.

با آنتی ایکس‌های کراک، شیشه و قرص‌های روان‌گردان وارد کنگره شدم،15 ماه سفر کردم به راهنمایی آقا کورش، روش درمان DST، داروی درمان شربت OT، رشته ورزشی شنا و فوتبال، رهایی از مواد 7 سال و 2 ماه، رهایی از نیکوتین 5 سال و 6 ماه

آرزوی مسافر :

من دو آرزو دارم که می‌توانم یکی را در دل خود نگاه‌دارم اما هردوی آن‌ها را برای شما عزیزان می‌گویم . آرزوی اولم این است که شعبه قزوین برای خودش به‌طور مستقل زمین داشته باشد و همه سعی‌ام این است که انشاء الله سال آینده از خودمان یک مکان مستقل داشته باشیم .

آرزوی دوم هم این است که هر جوانی در هر جای دنیا احساس ناتوانی در مورد اعتیاد بکند بتواند با کنگره 60 آشنا بشود و بیماری خود را درمان کند .

سخنان مسافر:

 آنچه باور است محبت است و آنچه نیست ظروف تهی است. تنها پیوند محبت ما را به هم متصل نگاه خواهد داشت. در کنار استاد عزیزم آقای آذر پور صحبت کردن خیلی سخت است. امیدوارم بتوانم در مورد مسائلی که در کنگره آموختم صحبت کنم. من در 8 سالگی با مواد مخدر آشنا شدم. هرچند ناخواسته بود اما به‌هرحال احساس کردم که گرایش زیادی به استفاده از مواد مخدر دارم. این موضوع به‌جایی رسید که من با تریاک و حشیش زندگی می‌کردم. بعد از ازدواج و با به دنیا آمدن فرزندم تصمیم گرفتم که تغییری در زندگی خودم ایجاد کنم و با اولین روش‌های ترک در سال‌های 75 الی 76 شروع کردم و بیشتر راه‌های ترک مواد را امتحان کردم. سرانجام به این نتیجه رسیدم که باید یار بازی، زمین‌بازی و توپ‌بازی را عوض کنم. مجبور شدم از ایران مهاجرت کنم؛ اما در بیرون از ایران با کراک، کوکایین و قرص‌های روان‌گردان آشنا شدم و مجدداً به ایران برگشتم. من در اثر مصرف مواد به‌جایی رسیدم که بارها خودکشی کردم و سرانجام به دلیل توهمات بسیار شدید، من را به تیمارستان معرفی کردند. خوشبختانه به‌واسطه یکی از بستگانم با کنگر 60 آشنا شدم و برای اولین بار به کنگره 60 شعبه کرج مراجعه کردم. در ابتدای کار برای این می‌رفتم که اذهان اطرافیانم را تغییر دهم و قصد درمان نداشتم یا به عبارتی باوری به درمان نداشتم اما بعد از مدتی حس خوبی پیدا کردم و به این نتیجه رسیدم که هیچ‌چیز بهتر از این نیست که آدم خودش را به دست آورد. در زمان اعتیاد خیلی خانواده خودم را اذیت می‌کردم؛ به‌طور مثال به این فکر افتاده بودم که آن‌ها را بکشم و از بین ببرم و بعد هم خودم خودکشی کنم.

خدا را شکر که با کنگره آشنا شدم. کسانی که حس خوبی نسبت به کنگره ندارند بسان زباله‌هایی هستند که در کناره رودها بی‌حرکت مانده‌اند. به نظر من کسانی که در کنگره با شور و شوق حضور پیدا می‌کنید کسانی هستند که مثل یک رود خروشان درحرکت‌اند و همیشه از زندگی خود لذت می‌برند.

از آقای مهندس و خانواده خوبشان تشکر می‌کنم و البته از استاد خوبم آقای آذر پور. ایشان اسطوره من در زندگی هستند و می‌خواهم مسیری را که ایشان پیموده‌اند را طی کنم. حالا هرچقدر هم که می‌خواهد زمان ببرد. از دوستان خوبم آقا محمدرضا، ایجنت نمایندگی قزوین که الآن در بین ما حضور دارند و سایر عزیزانی که در این زمینه به من کمک کردند نهایت سپاسگزاری رادارم.

و در پایان از هم‌سفرم و پسرم که برای من به‌منزله دست چپ و راست هستند تشکر می‌کنم و دوست دارم که همیشه در کنار آن‌ها باشم تا بتوانم راه خودم را در کنگره طی کنم. ممنونم از همه شما عزیزان که به صحبت‌های من گوش کردید و در جشن خودتان شرکت نمودید.

سخنان هم‌سفر سینا:

سلام دوستان سینا هستم یک هم‌سفر.من از راهنمای پدرم آقا کورش و راهنمای مادرم سرکار خانم ناهید تشکر می‌کنم که واقعاً زحمت کشیدند که ما این حال خوش را پیدا کنیم چون واقعاً در ابتدای کار این‌طور نبود که همه‌چیز خوب باشد. همان‌طور که پدرم گفتند ایشان با شرایط بسیار بدی وارد کنگره شدند و خوشبختانه درمان شدند. من یادم است که در مقابل من با کانال کولر صحبت می‌کردند. روزهای خیلی سختی بود ولی بعد از درمان و حضور در کنگره من آرامش را در کنار ایشان و مادرم حس می‌کنم و از همه شما عزیزان سپاسگزارم که به صحبت‌های من گوش دادید.

سخنان کمک راهنمای هم‌سفراسیستانت محترم سرکار خانم ناهید :

سلام دوستان ناهید هستم یک هم‌سفر.خداوند را شکر می‌کنم که بازهم به من فرصت داد که در جمع شما عزیزان باشم و یک روز خوب دیگر را تجربه کنم و شاهد این جشن‌ها باشم. این تولد پرشکوه را به بنیان کنگره 60 آقای مهندس دژاکام تبریک عرض می‌کنم که اگر ایشان نبودند ما هم الآن نبودیم و این پیوند محبت بین ما برقرار نشده بود. به آقای آذر پور خیلی تبریک میگویم که برای شعبه قزوین و مخصوصاً مسافر من خیلی زحمت کشیدند و من برای ایشان احترام خاصی قائلم.

به آقا موسی هم تبریک میگویم. ما از کرج با آقای موسی و سرکار خانم مرضیه آشنا شدیم و این افتخار را داشتم که در کنار این عزیزان باشم و آموزش بگیرم. آقای مهندس میگویند که ما اگر بندهایی را در کنگره بازکنیم خداوند بندها و قفل‌های محکم‌تری به دست ما میزند و واقعاً هم همین‌طور است و آن بندها پیوند عشق و محبتی است که بین اعضای کنگره برقرار می‌شود و ما نمی‌توانیم از هم جدا باشیم.

من همیشه از آقای علی پور انرژی می‌گرفتم. حتی زمانی هم که سفر می‌کردند همیشه شادبودند و واقعاً برای شعبات قزوین زحمت کشیدند.

به آقا سینا که به‌مانند فرزندان خودم دوستش دارم تبریک میگویم و آرزو می‌کنم که همیشه در صراط مستقیم و خوشبخت باشد و به خواسته‌های معقولش در زندگی برسد.

خانم مرضیه مثل خواهر من هستند. ایشان در کنگره نمونه صبر و بردباری هستند. بسیار رئوف و مهربان هستند و درعین‌حال مدیریت بالایی دارند و با آرامش کارها را صورت می‌دهند و همیشه سعی کرده‌اند که حرمت‌ها را رعایت کنند و این برای من خیلی باارزش است و خداوند را شکر می‌کنم که چنین هدیه‌ای در سر راه من قراردادند و امیدوارم بتوانم بازهم از یکدیگر یاد بگیریم. این تولد مبارک را به همه خانواده بزرگ کنگره 60 تبریک میگویم و از خداوند می‌خواهم که این شادی‌ها همیشه مستدام باشد.

سخنان هم‌سفر مسافر مرزبان محترم سرکار خانم مرضیه :

سلام دوستان مرضیه هستم یک هم‌سفر. آنچه باور است محبت است و آنچه نیست ظروف تهی است. خداوند را شکر می‌کنم که امروز در کنار شما عزیزان هستم. به قول آقا کوروش روزهای سختی بود ولی گذشت و من هم باورم نمی‌شود که الآن هفت سال است که در کنگره هستیم. در زندگی خیلی‌ها به‌وقت مشکلات از دور نگاه می‌کنند و گاهی دستی تکان می‌دهند ولی کسانی هستند که در زندگی انسان بسیار تأثیرگذار هستند. من از آقای مهندس دژاکام، خانم آنی، خانم کماندار و استاد امین تشکر می‌کنم و از آقای آذر پور که تا آخر عمر مدیون ایشان هستم و سرکار خانم ناهید که خیلی چیزها از ایشان آموختم و سپاسگزارشان هستم و البته راهنمای سفر اولم سرکار خانم مهناز که متأسفانه به دلایلی نشد که در خدمتشان باشم. به خاطر حرمتی که این عزیزان در زندگی ما دارند همیشه برای این عزیزان احترام قائلم.

آقا موسی قبل از اعتیادشان واقعاً یک مرد نمونه و مهربان بودند و همیشه همه به من غبطه می‌خوردند و می‌گفتند: خوشبخت‌ترین زن دنیا هستی که چنین مردی داری و واقعاً هم همین‌طور بود. تا اینکه اعتیاد به زندگی ما وارد شد. به‌هرحال از ایشان ممنونم که توانستند با کمک کنگره این آتش ویرانگر را مهار کنند و دوباره آن آرامش را به زندگی ما بازگردانند. شاید برای مدت بیشتر از 6 سال بود که در خانه ما چیزی به‌عنوان خنده معنایی نداشت. به قول آقا موسی اصلاً نفهمیدیم که سینا چگونه بزرگ شد.

ولی شاکر خداوند هستم که معجزه کنگره در زندگی ما اتفاق افتاد. از پسر عزیزم آقا سینا ممنونم که خیلی از جاهایی که حضور نداشتیم توانست روی پای خودش بایستد و هیچ‌وقت گله نکرد و آرزو می‌کنم که عاقبت‌به‌خیر شود و خداوند خوشبختش کند. از خانواده همسرم که ما را یاری و حمایت کردند تشکر می‌کنم. هیچ‌وقت فراموش نمی‌کنم که با چه حالی وارد کنگره شدیم و الآن چه زندگی داریم؛ زندگی که حاضر نیستم به‌هیچ‌وجه آن را از دست بدهم و همیشه دعا می‌کنم و در دعا از خداوند می‌خواهم که در کنگره باشم و بتوانم خدمت بکنم تا حال خودم و خانواده‌ام خوب شود.

پیام من به هم‌سفران این است که صبر داشته باشند و گذشته را فراموش کنند و مطمئن باشند که اگر برای خودشان به کنگره بیایند همان‌طور که آقای آذر پور در خلال صحبت‌هایشان فرمودند به سرمنزل مقصود که همان رهایی از دام اعتیاد است خواهند رسید. از همه شما تشکر می‌کنم که در جشن ما شرکت کردید.


عکس و نگارش : مسافر علی 

Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: کارگاه آموزشی جلسات عمومی-پنجشنبه،


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
مسافر مجتبی لژیون دهم نمایندگی دهخدا قزوین دوشنبه 31 تیر 1398 09:45 ق.ظ
باسلام
جشن بسیار با شکوهی بود و در اذهانمان برایمان سالهای سال خاطره ای ماندنی نقش بر بست.بسیار تشکر میکنم از تمامی مسافران و همسفران و خدمتگزاران .به جناب برگ مرد اسطوره قزوین این من محترم جوان مرد کنگره 60 آقا موسی عزیز و همسر محترم اسیستانت بزرگوار سرکار خانوم مرضیه و پسر این دو بزرگوار آقا سینا علیپور و در راس به جناب آقای مهندس ،بنیان کنگره 60 و آقای کوروش آذرپور عزیز بسیار بسیار تبریک و تهنیت و شادباش و اوج هم دلی و هم زبانی خود را در جشن میلادشان عرض می نمایم.
همسفرزهرا لژیون اول شعبه دهخدا شنبه 29 تیر 1398 03:12 ق.ظ
یکی از بهترین روزهای زندگیم بود و تو این جشن باشکوه کلی انرژی کسب کردم تبریک میگم به جناب مهندس و به آقا موسی و خانم مرضیه عزیزم و همین طور به آقا کوروش و خانم ناهید عزیز تبریک میگم روز خیلی خیلی خوبی بود.
همسفر‌فاطمه‌لژیون‌۱۱ شنبه 29 تیر 1398 01:11 ق.ظ
باسلام‌وخسته‌نباشید‌به‌تمامی‌زحمت‌کشان‌کنگره‌60
بهترین‌تولدی‌بود‌که‌برگزار‌شد‌
وبهتر‌از‌همه‌اینکه‌استاد‌بزرگوار‌آقا‌کوروش‌عزیز‌هم‌در‌
این‌جشن‌حضور‌داشتند‌
انشاالله‌قسمت‌تک‌تک‌بچه‌های‌کنگره‌۶۰باشه‌
همسفر نازنین نمایندگی قزوین شنبه 29 تیر 1398 12:14 ق.ظ
تبریک این روز زیبا به ایجنت محترم شعبه دهخدا،واقعا جشنی پر از انرژی بود امیدوارم همیشه این عزیزان در کنگره باشند و از حضورشون بهره ببریم
خدا قوت به اعضا سایت
مسافرحمیدمهدوی لژیون علی اقا(دهخدا)) جمعه 28 تیر 1398 11:35 ب.ظ
تابادچنین بادا....واقعا روزبیادماندنی وپرانرژی وسرشارازانرژی بود ممنون ازاقاکوروش عزیز مثل همیشه پرانرژی وپرباربود بسیارخوش گذشت...انشاالله همیشه اعضاء کنگره شاد وسلامت باشن...تشکرویژه ازجناب اقای مهندس بابت اموزش چنین رهجویانی وبابت بوجود اوردن همچنین محیط باعشق ومحبتی را..ممنون ازگروه سایت
محسن لژیون پنجم نمایندگی قزوین جمعه 28 تیر 1398 11:07 ب.ظ
آقا موسی خیلی خیلی به شما و خانواده محترمتان تبریک می گویم خدا قوت
روح الله جمعه 28 تیر 1398 08:06 ب.ظ
سلام خدا قوت خدمت دوستان اقا موسی تولد ۷ سال رهاییتون مبارک انشاا.. سالهای سال سرزنده وشاداب در کنگره بمانید (الهی امین)
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو